گنجور

گرفتاران

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

پدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش را

پسر حیران، که چون سازد گرفتاران بندش را

کند کوتاه، دست از زلف و از لعل شکر خندش

نداند کاین دو هندو، پاسبانانند قندش را

سپندش خال و دودش زلف و آتش، پرتو رویش

عبث بی دود میخواهی بر این آتش، سپندش را

نکرده هیچ ابرو خم به قطع زلف می‌ماند

کمانداری که داد از دست ارپیچان کمندش را

صبوحی آنقدر نگذاشت آن زلف تا برجا

که گیری یک شب و بوسی دو لعل نوشخندش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجید نوشته:

من بدون رجوع به هیچ منبعی این مطلب را می نویسم و فقط برداشت خودم را بیان می کنم. به نظرم هر دو مصرع بیت آخر چنین باشد بهتر است:
صبوحی آنقدر نگذاشت آن زلف “پا برجا”

که گیری یک “شبی” بوسی دو لعل نوشخندش را

میرزا نوشته:

درود.

فوق العاده زیباست

فکر میکنم تو این مصرع، وزن بهم ریخته!
« صبوحی آنقدر نگذاشت آن زلف تا برجا »

ممنون میشم نظر بدید.

سپاس.

شمس الحق نوشته:

جناب میرزا شاید زلف دوتا مشکل را مرتفع سازد . دقت نظر شما ستودنی است ، آگر آن را با نثری فاخر توأم کنید ، نتیجه عالی خواهد شد . اگر جسارت مرا که معلمی سالخورده هستم ببخشید ، پیشنهاد میکنم مرقوم بفرمایید »
ممنون میشوم نظر بدهید .

Hamishe bidar نوشته:

با عرض سلام: انچه از احادیث به نظر می آید این است که در هر حال جبر خداوند به انسان اختیار داده است و خود این دلیل است که با اینکه سرنوشت انسان در ازل رقم خورده است این خود اوست که مسؤل است. از نظر خداوند که موجودی سرمدی است سرنوشت انسان معلوم و غیر قابل تغییر میباشد ولی این خود انسان است که با اعمال خود سرنوشتش را رقم میزند، چون او گرفتار زمان است و افق او به آینده باز است .
ولی به نظر بنده چون نیک بنگریم همه چیز اوست و همه اینها که جبر و اختیار نامیده میشوند تجلیات پی در پی حضرت حق میباشند.

امیرحسین مقدم نوشته:

درود به گنجور و گنجوریان
خطاب به دوستی که از روی طبع خود شعر شاعر را عوض کرده بود عرض میکنموکه ما حتی در صورت وجود خطا و یا ضعف تالیف کاملا روشن هم بدون در اختیار داشتن نسخ و یاهرگونه مدرک معتبر دیگری حق دست بردن در شعر هیچ شاعری چه متاخر باشد چه معاصر را نداریم
دودیگر دوستی بود که در مورد وزن مصراع ” صبوحی آنقدر نگذاشت …” فرموده بودند ایراد وزنی دارد بلید عرض کنم که خیر ، وزن مصراع مذکور هیچ ایرادی ندارد.

امیرحسین مقدم نوشته:

وزن شعر فوق مفاعیلن است . در مصراع اخر باید بین زلف و تابرجا مکث کرد تا وزن درست بیان شود

درود فراوات

کانال رسمی گنجور در تلگرام