گنجور

انس و جن ( با ترجمهٔ فارسی)

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی
 

بار الاها سن بیزه وئر بو شیاطین دن نجات

اینسانین نسلین کسیب ، وئر اینسه بو جین دن نجات

بیزدن آنجاق بیر قالیرسا ، شیطان آرتیب مین دوغوب

هانسی رؤیا ده گؤروم من ، بیر تاپا مین دن نجات

بئش مین ایلدیر بو سلاطینه گرفتار اولموشوق

دین ده گلدی ، تاپمادیق بیز بو سلاطین دن نجات

بیر یالانچی دین ده اولموش شیطانین بیر مهره سی

دوغرو بیر دین وئر بیزه وئر بو یالان دین دن نجات

هر دعا شیطان ائدیر ، دنیا اونا آمین دئییر

قوی دعا قالسین ، بیزه سن وئر بو آمین دن نجات

ارسینی تندیرلرین گوشویلاریندا اویناییر

کیمدی بو گودوشلارا وئرسین بو ارسیندن نجات

یا کرم قیل ، کینلی شیطانین الیندن آل بیزی

یا کی شیطانین اؤزون وئر بیرجه بو کین دن نجات

اؤلدورور خلقی ، سورا ختمین توتوب یاسین اوخور

بار الاها خلقه وئر بو حوققا یاسین دن نجات

دینه قارشی ( بابکی – افشینی ) بیر دکان ائدیب

بارالاها دینه ، بو بابکدن ، افشین دن نجات

( ویس و رامین ) تک بیزی رسوای خاص و عام ائدیب

ویس ده اولساق ، بیزه یارب بو رامین دن نجات

شوروی دن ده نجات اومدوق کی بیر خئیر اولمادی

اولماسا چای صاندیقیندا قوی گله چین دن نجات

من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو

بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو نین دن نجات

« شهریارین » دا عزیزیم بیر توتارلی آهی وار

دشمنی اهریمن اولسون ، تاپماز آهین دن نجات

ترجمهٔ فارسی

بار خدایا تو ما را از چنگ این شیاطین نجات بده

نسل انسان را بریده : انسان را از چنگ این جن نجات بده

از ما اگر یکی می ماند ، شیطان هزار می زاید و اضافه می شود

در کدام رویا می توانم ببینم ، که یک از چنک هزار نجات یابد

پنج هزار سال است که گرفتار این سلاطین شده ایم

دین هم آمد ، از چنگ سلاطین نجات پیدا نکردیم

یک دین دروغین هم یکی از مهره های شیطان شده است

دینی حقیقی به ما بده ، ما را از این دین دروغین نجات بده

هر دعائی که شیطان می کند ، دنیا آمین می گوید

بگذار دعا بماند ، تو به ما را از چنگ آمین نجات بده

کارد ( تنورشان ) داخل کوزه شان می رقصد

کیست که این کوزه ها را از چنگ کارد تنور نجات دهد

یا کرم کن ، از چنگ شیطان کینه توز نجاتمان بده

یا که خود شیطان را از چنگ این کین نجات بده

مردم را می کشد ، سپس برایش ختم گرفته و یاسین می خواند

بار خدایا خلق را از چنگ این یاسین و حقه نجات بده

در مقابل دین ( بابک و افشین ) را بهانه قرار داده

بار خدایا دین را ، از چنگ ( بهانه ) بابک و افشین نجات بده

مانند ( ویس و رامین ) ما را رسوای خاص و عام کرده است

ویس هم باشیم ، یارب ما را از چنگ رامین نجات بده

امید نجات از شوروی داشتیم که خیری ندیدیم

یکباره بگذار در صندوقچه چای از کشور چین نجات بیاید

من مانند مرغی ، سالهاست که در لانه خود زندانیم

خروسی بفرست تا بلکه از این زندان نجات یابم

عزیز من « شهریار » هم آهی پر اثر دارد

دشمنش اهریمن هم باشد نمی تواند از آه او نجات یابد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

nima نوشته:

ارسین یک تسمه فلزی است که گودوش(ظرف سفالی که در آن آبگوشت می پزند احتمالا از گاو دوش گرفته شده) را برروی آن روی تنور می گذارند تا با حرارت تنور بپزه بعد ها جنس آلومنیومی گودوش نیز درس شد که بعضا دارای دسته سیمی نیز هست و از ارسین آویزان می کنند

کانال رسمی گنجور در تلگرام