گنجور

قاصد

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی
 

ســـن یاریمین قاصدی سـن

ایلش ســنه چــــای دئمیشم

خـــیالینی گــــوندریب دیــــر

بسکی من آخ ، وای دئمیشم

آخ گئجه لَـــر یاتمـــــامیشام

مــن سنه لای ، لای دئمیشم

ســـن یاتالــی ، مـن گوزومه

اولـــدوزلاری ســـای دئمیشم

هــر کـــس سنه اولدوز دییه

اوزوم ســــــــــنه آی دئمیشم

سننن ســـورا ، حــــیاته من

شـیرین دئسه ، زای دئمیشم

هــر گوزلدن بیــر گـــول آلیب

ســن گـــوزه له پای دئمیشم

سنین گـــون تــک باتماغیوی

آی بـــاتـــانـــا تــــای دئمیشم

اینــدی یــایــا قــــیش دئییرم

ســـابق قیشا ، یای دئمیشم

گــاه تــوییوی یاده ســــالیب

من ده لی ، نای نای دئمیشم

ســونــــرا گئنه یاســه باتیب

آغــــلاری های های دئمیشم

عمـــره ســورن من قره گون

آخ دئــمــیشم ، وای دئمیشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بابک عبدکریمی نوشته:

با سلام
به نظر می رسد که در بیت دهم باید عبارت “ده لی” به شکل “دلی” نوشته شود
dali
این کلمه به معنی دیوانه است
مفهوم بیت :
گاهی عروسیت را به یاد می آورم و مانند دیوانگان هلهله می کنم

ناصر مهرامی نوشته:

در بیت اول به جای کلمه ایلش باید ایلن نوشته میشد. متشکرم

آراز نوشته:

دو حاشیه یادآوری شده توسط دوستان گرامی در اصل هر دو هم درست است هم غلط
از نظر دستور زبانی و املایی غلط است ولی از نظر کلامی درست است من صدای استاد رو شنیدم این دو با لهجه تورکی تبریز بصورت شفاهی نوشته شده است
ولی تصحیح املایی به این شکل نیز صحیح نیست
ده لی” به شکل “دلی” بقول استاد قاراچولو دئلی درسته
شما اَیْلَش «aylaş» بخونین دقیقا حق با دوستمونه اَیْلَن «aylan» درسته یکم توجه کنین لیبل لاتین با تمام احترام به فرهنگ برادران فارس زبون ، برای تورکی مناسب تره

امین کیخا نوشته:

درود به برادران اذری کاش کسی به ما اذری می اموخت سخت محتاج اموختن ان صورت های پاک و ان دلهای بی الایش هستم که کلمات را می افرینند

ریحانه نوشته:

در بیت دهم بجای گاه باید گه نوشته شود

محمد نوشته:

از دوستای آذری خواهش میکنم معنی بیت ها رو بنویسند تا ما هم بدونیم
من ترکم ولی ترکی ما با آذری تفاوت داره معنی بضی کلمات رو نمی دونم

بابک نوشته:

محمد جان ترجمه بیشتر ابیات ترکی به فارسی خیلی سخت است مثل منظومه حیدربابا یا مثل منظومه سهندیه افراد مثل خود شهریار می خواهد که اینها رابه فارسی ترجمه کند

به رنگ عشق نوشته:

ناصر مهرامی نوشته:

در بیت اول به جای کلمه ایلش باید ایلن نوشته میشد. متشکرم
…..
من با ایشون موافق نیستم
ایلش به معنای بنشینه و توی این مصراع میگه بنشین که گفتم برات چایی بیارن

بهزاد نوشته:

دوستان استاد شهریار اشعار ترکی را به لهجه ترکی تبریز سروده است ، ترکی با لهجه تبریزی یکی از زیباترین لهجه های این زبان است اما از لحاظ ادبیات ترکی کمی در تناقض می باشد

رامین حقیقی رسولی نوشته:

فکر میکنم بیت اول به جای ایلش باید ایلن میشد
همچنین در مصرع دوم بیت هفت اشتباه تاپی شده و به جای تای نوشته شده پای

مرتضی نوشته:

دوستانی که میگن شعر رو به فارسی ترجمه کنیم
من بهشون میگم ترجمه شعر به زبان غیر خودش ، مرگ اون شعر هست . مگر شاعری بیاد و این شعر رو به صورت شعر فارسی دوباره بسروده که اون خیلی عالی میشه .

محمدرضا موسوی مقدم نوشته:

تو قاصد یار منی
بنشین برایت چای گقته ام!

خیالش را فرستاه
بس که من آخ و وای گفته ام!

چه شب ها که نخفته ام
برای تو لای لای گفته ام!(لالایی)

هر که تو را ستاره گوید
خود(م) تو را آی(ماه) گفته ام!
….

محمد نوشته:

باسلام این غزل بسیار زیبا است ولی من نمیدانم چرا مصرع اول با مصرع دوم در بیت اول که باید هم قافیه باشد هم قافیه نیستند
قاصیدی سن. با چای دمیشم

جواد نوشته:

ایلش به معنای بنشین استفاده میشود و ایلن به معنای استراحت کن با توجه به لهجه شهریار و معنای شعر ایلش بهتر است.

در زیان ترکی آذربایجانی برخلاف فارسی حروف صدادار کوتاه یا کشیده نیستند بلکه به خفیف یا ثقیل بودن کلمه بستگی دارند بنابراین در بیت دهم همان گاه درست است. گه کلمه ترکی نیست.

پای به معنای سهم، بخش و قسمت است و کاملا به جا استفاده شده. بدین معنا که از هر زیبارویی گلی گرفته و آن را سهمی از جمال تو در نظر گرفته ام. اگر تای به کاربریم صنعت اغراق از بین رفته و با توجه به مصراع بعدی هم قافیه تکراری می شود.

در ضمن از دوستان خواهش مبکنم با ترجمه تحت الفظی معنای شعر را خراب نکنند.

اصغر نوشته:

خود شهریار “ایلن” تلفظ میکنه.
به صحت کلام خودش که شک نمیشه کرد.

محسن نوشته:

آیا این بیت حذف شده یا بعدا اضافه شده؟ اتک دولـــــو دریــــا کیمــــی
گؤز یاشیما ، چای دئمـــیشم
بعضی جاها این بیتم نوشتن

کریم نوشته:

باسلام.لطفا هرکی میدونه بگه این شعر در مورد چه کسی سروده شده

کریم نوشته:

با سلام خدمت همه شما خصوصا صاحب سایت
معروضم که در بیت اول مصراع دوم کلمه ایلن درسته چون از زبان خود اوستاد شهریار شنیدم ومنظور از چای یعنی رود خانه. نه چای خوردنی. در ترکی به رودخانه چای می گویند

علی نوشته:

این شعر رو استاد توی جلسه شعرا خونده بعد از شعر (بلالی باش)؛نظرات دوستان رو دیدم و اشتباهاتی رو دیدم برای اینکه ابهاماتی که خوانندگان دارند رو ازبین ببرم درمورد همه چیز این شعر حرف میزنم.حرفام بااستناد به صوت استاد بهجت تبریزی هستش
وقتی استاد شروع میکنه به خوندن میگه: سن یاریمین قاصیدی سن (خیالیمادییرم بیر خیال دیر)ایلن سنه چای دمیشم
استاد توی اخر شعر بلالی باش که میخواست این شعررو بخونه میگه (بیر گون خیالی چوخ ووردو باشیما بونویازدیم =>یه روز خیالش خیلی زد به سرم اینو نوشتم )
توی بیت اول ایلن درست هستش. گرچه ایلش نوشته شده چای هم به معنی همون چایی هستش توی نظرات دیدم که گفته شده به معنی رودخانه هستش ولی به نظرتون این معنی درسته[بشین استراحت کن به تو رودخانه گفتم]؟؟
یک بیت اضافی هم توی کتاب حمیدمحمدزاده دیدم ولی توی صوت نشنیدم
دربیت هفتم مصرع دوم پای درسته
این شعر رو بعد فوت عزیزه خانوم(همسراستاد) نوشته

aliya نوشته:

تو قاصد یارم هستی بنشین ، برایت چای گفتم بیارن ( کنایه از بیشتر موندن فکریار، صمیمی شدن )
خیالش را فرستاده، از بس که من اااخ و وااای گفته ام ( از روی ناراحتی و غم و غصه)
آخ که چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام ( در خیالم تو رو خوابوندم با لالایی گفتن )
و تو خوابیدی و من به چشمانم گفته ام ستاره ها رو بشمار ( کنایه از اینکه تو خوابیدی و من شبها در فکر تو خوابم نمیبره و ستاره ها رو میشمارم)
هر کس تو رو شبیه ستاره دونسته من که به تو ماه میگفتم (از بسکه زیبایی، اگر همه به ستاره تشبیهت میکردن، فقط من بودم که تو رو مثل ماه میدیدم- عشق زیاد )
بعد از رفتن تو، زندگی و حیات اگر شیرین هم بوده من تلخ میدیدم ( برا من تلخ بوده)
از هر زیبا رویی که میدیدم یه جایش رو شبیه تو میدیدم ( در زیبا رویان من دنبال نشانه ای از تو بودم که ببینم کجاش یا چه چیزش شبیه تو هست)
رفتن تو، مثل غروب خورشید بود اما من شبیه غروب ماه میدیدم (خودمو گول میزدم که مثل ماه غروب کردی و بعدش مثل خورشید طلوع خواهی کرد – میایی)
الان به تابستان، زمستون میگم. حال اینکه قبلا حتی زمستونها رو هم تابستان می گفتم ( زمانی که تو بودی، با گرمای وجودت زمستونها هم برام تابستون میشد)
گاهی خاطره عروسیت رو به یادم میاندازم و مثل دیونه ها نای نای (هلهله) میخونم ( در خیالم باهات جشن عروسی میگیرم)
بعدش دوباره عزادار میشم و با های های، گریه میکنم ( عزادارم بعد رفتنت و همش گریه هایی با آه و ناله سوزناک میکنم)
و دامانم مثل دریا پر میشه از اشک و اشک چشمانم همش مثل رودخانه جاری هستند
و چنین عمرم رو سپری میکنم و منه سیاه روز ، آخ میگم و واای میگم ( عمرم با اخ و وای و یاد غصه های تو میگذرد)

حسین نوشته:

خدا میداند چقدر بیت نهم قلبم به درد میاورد .

کانال رسمی گنجور در تلگرام