گنجور

ایمان ایله گئتدی

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی
 

یغدی خیر و برکت سفره سین ، احسانیله گئتدی

امن - امانلیق دا یوکون باغلادی ، ایمانیله گئتدی

بیک - خان اولمازسا دئیه ردیک اولاجاق کندیمیز آباد

او خاراب کند ده ولاکن ، ائله بیک خانیله گئتدی

( سیلو ) دایر اولالی ، هرنه دگیرمان ییغیشدی

آمما خالص - تمیز اونلاردا ، دگیرمانیله گئتدی

مستبد سلطانی سالدوق ، کی اولا خلقیمیز آزاد

سونرا باخدیق کی آزادلیق دا او سلطانیله گئتدی

بیر ( بلی قربان ) اولوب ایندی بیزه مین بلی قربان

آمما ( خلعت وئرن ) اول بیر بلی قربانیله گئتدی

دوز مسلمانه دئییردیک ، قولاغی توکلودی بدبخت

ایندی باخ ، گؤر کی او دوزلوک ده ، مسلمانیله گئتدی

وئرمه ( صابر) دئدی ، او دولما - فسنجانی آخوندا

آغزیمیزدان داد ، اول دولما - فسنجانیله گئتدی

دئدی انسانیمیز آزدیر ، هامی انسان گرک اولسون

آمما انسانلیقیمیزدا ، او آز انسانیله گئتدی

بو قدر ( دفتر ) و ( استاد) له ، بیر حقه چاتان یوخ

حق وئرنلر ( پیتیگی ) میزا قلمدان یله گئتدی

بیزه بیر دین قالا بیلمیشدی میراث ، بیرده بو ایران

دین گئده نده دئدی : تک گئتمه رم، ایرانیله گئتدی

ایسته دیک قانلا یوواق اؤلکه میزین لکه سین ، آمما

اؤلکه میز خالص اؤزی لکه اولوب قانیله گئتدی

یورقانی اوغری قاپاندا ، دئدی ملانصرالدین

نیله سین چیلپاغیدی ، اوغرو دا یورقانیله گئتدی

هاوا انسانمی بوغور باش - باشا گاز کربنیک اولموش

یئل ده اسمیر ، ائله بیر ، یئل ده سلیمانیله گئتدی

سو ، کرج دن کلور ایله گلی بو پاسلی دمیردن

گؤره سن شاه سوی تک چشمه نه عنوانیله گئتدی؟

ترکی اولموش قدغن ، دیوانیمیزدان دا خبر یوخ

شهریارین دیلی ده وای دئیه ، دیوانیله گئتدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

در این شعر اعتراض شاعر به وضع موجود شعر روشن است میگوید ما انقلاب کردیم آزاد باشیم نه آن آزادی اندک خود را از دست بدهیم و دربیت دیگر اشاره دارد انقلاب بدتر از دوران رژیم پهلوی است وبه سادگی مسلمان اشاره کرده است که یک آخوند با احساسات مردم بازی می کند

سینا ایرانی نوشته:

سیلو دایر اولالی هر نه دگیرمان یغیشیلدی

علی نوشته:

دینجلمدی قالان لاریمیز اضطرابیدن
پولدار اپاردی بهره بیزیم انقلابیدن

بابک نوشته:

درجواب اقای محمد باید بگویم استاد این شعر درزمان طاغوت سروده وبه وضع موجود بعد از انقلاب ربطی ندارد

علی نوشته:

علی جان این بعد از انقلاب نوشته شده است

محمدرضا نوشته:

جناب بابک خان
اگه شعر مال بعد از انقلاب نبود نمیگفت
وئرمه صابر دئدیر او دولما فسنجانی آخوندا…
گرفتی؟!!!

بابک نوشته:

محمد رضا گرامى،
البته این بنده آن بابک که پیشتر نوشتند نباشم، چراکه مخلص با زبان آزرى غیر از یکى دو کلمه آشنایى ندارم.
از نوشته شما هم فسنجان و آخوند را گمان برم که همان باشند که در فارسى است، ولى دولما هم همان دلمه است؟
با سپاس

بیسواد نوشته:

محمد رضا جان،
چون خواندن نثر متکلف بابک و فهم آن سخت است ساده آنرا برایت می نویسم:

” البته این بنده ( و نه آن بنده) آن که پیشتر نوشتند نیست ( نباشم ) چرا که آشنایی (مخلص) من با زبان آذری ( و نه آزری ) بیش از یکی دو کلمه نیست،
از نوشته شما فسنجان و آخوند (را) به گمانم همان است که در فارسی است دلما آیا همان دلمه است؟؟ جل الخالق

بابک نوشته:

بیسواد جان،
با سپاس از لطف و کرامتت،
آرى آذرى را صحیح فرمودى که بنده اشتباه نوشتم.
اما این بنده و آن بنده را سرتاپا اشتباه گرفتى.
دلما را هم گفتم شاید دِل ما باشد که یکى از دوستان آذرى لطف فرمود و گفت همان دلمه باشد.
و صدالبته که جل الخالق

شبرو نوشته:

این شعر مربوط به دوران قبل از انقلاب سال ۵۷ است. غالباً در اشعار ترکی شهریار وقتی صحبت از وقایع انقلاب است مراد انقلاب مشروطه است. اگر ابیات شعر شما را به شک می اندازد، بیت آخر گواه خوبی است. شهریار بارها به ممنوعیت چاپ اشعار ترکی اش قبل از انقلاب اشاره داشته است.

امیر نوشته:

دلما
یک نوع غذا است
که در فارسی دولمه میگن دیگه
که از برگ مو درست میشه

علیرضا نوشته:

یعنی من موندم اون کسانیکه نوشتن شعر مال قبل انقلاب بوده و یا نوشتند که منظور شاعر زمان بعد مشروطه هست ؛ کی میخوان دست از تعصب و زندگی کبک گونه دست بردارند …
“قولاغی توکلو” رو راست میگید به انقلابیون مشروطه میگفتن :|
شعر کاملا معلوم هست در انتقاد از کدام نظام و برای چه زمانی نوشته شده هست .

کانال رسمی گنجور در تلگرام