گنجور

غزل شمارهٔ ۸۶ - نگین گم شده

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم

آخر نه باغبانم شرط است من نباشم

ناچار چون نهد سر بر دامن گلم خار

چاکم بود گریبان گر در کفن نباشم

عهدی که رشته آن با اشک تاب دادی

زلف تو خود بگوید من دل شکن نباشم

اکنون که شمع جمعی دودم به سر رود به

تا چشم رشک و غیرت در انجمن نباشم

بی چون تو همزبانی من در وطن غریبم

گر باید این غریبی گو در وطن نباشم

با عشق زادم ای دل با عشق میرم ای جان

من بیش از این اسیر زندان تن نباشم

بیژن به چاه دیو و چشم منیژه گریان

گر غیرتم نجوشد پس تهمتن نباشم

بیگانه بود یار و بگرفت خوی اغیار

من نیز شهریاراجز خویشتن نباشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بابک هاشمی نوشته:

در مصرع دوم بیت اول این غزل زیبا کلمه {به} بجای {نه} صحیح تر می باشد :

آخر به باغبانم شرط است من نباشم

ک

محبوبه نوشته:

الحق در عشق تتهمتن بوذو واقعا عاشق معاصر استت یا بهتر یکوییم مجنون معاصر استت

Metis نوشته:

در بیت دوم همان کلمه “نه” صحیح است۰
اخر نه باغبانم= به کنایه میگوید انگار نه انگار که باغبانم و این گل را من پرودم۰ آنگاه دیگری (رقیب) در غیاب من گلم را میچیند۰

کانال رسمی گنجور در تلگرام