گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شد

به گلخن گر چه گل هم بشکفد گلشن نخواهد شد

مگر با داس سیمین کشت زرین بدروی ورنه

به مشتی خوشه درهم کوفتن خرمن نخواهد شد

حجابی نیست در طور تجلی لیکن اینش هست

که محرم جز شبان وادی ایمن نخواهد شد

برو از هفت خط نوشان پای خم می میپرس

که هر دردی شراب ناب مرد افکن نخواهد شد

به آتشگاه حافظ رونق سوز و گداز ازماست

چراغ جاودانست این و بی روغن نخواهد شد

شبستانی که طوفانش دمید از رخنه و روزن

دو صد شمعش برافروزی یکی روشن نخواهد شد

تو کز گنجینه بیرون تاختی ترسم خرف باشی

که گوهر شاهد بازار یا برزن نخواهد شد

امید زندگی در سینه ها کشتن فغان دارد

امین باشی که هرگز مرگ بی شیون نخواهد شد

دمی چون کوره آتش چرا چون شمع نگدازم

عزیز من دل عاشق که از آهن نخواهد شد

گل از دامن فرو ریز و چو باد از این چمن بگذر

که جز خون دل آخر نقش این دامن نخواهد شد

دلی کو شهریارا دشمن جان دوست تر دارد

دریغ از دوستی با وی که جز دشمن نخواهد شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

راحله نوشته:

در بیت ۷ خرف اشتباه است. خزف صحیح است به معنای مهره ی بی ارزش . که در مقابل گوهر برای تضاد آورده شده.

سجاد-ر نوشته:

مصرع اول، کلمه ی اول باید “رقیبم” باشه، “رقیبت” معنی نداره

ناشناس نوشته:

این شعر ۱۸ بیتی است که در اینجا ناقص درج شده است از معاصران استاد شهریار که از دنیا رفته است شعر شهریار را به نام خود در مجالس میخوانده است.استاد وقتی از این موضوع باخبر می شوند این غزل را در سال ۱۳۲۸ در تهران مینویسند و منتشر میکنند.-از کتاب در خلوت شهریار جلد سوم-

ناشناس نوشته:

اولین کامه در بیت اول رقیب است اشتباه در ج شده است مطابق با نسخه ی اصلی

ناشناس نوشته:

دمیدن در گلوی شیشه، نایِ شیشه گر داند به باد و دَمْ کسی، دانای فوت و فن نخواهد شد .
کاش این بیت از غزل استاد را حذف نمی کردین

سیدمحمد نوشته:

حجابی نیست در طور تجلی لیکن اینش هست
که محرم جز شبان وادی ایمن نخواهد شد
برو از هفت خط نوشان پای خم می می پرس
که هر دردی شراب ناب مرد افکن نخواهد شد
لطفاً توضیحی در باره ی این دو بیت مرقوم بفرمایید
پیشاپیش سپاس

س،م نوشته:

سید محمد گرامی
منظور از طور تجلی ، کوه طور است که در آنجا، فرمان خداوند بر موسی متجلی شد {الهام شد] . و وادی اَیمَن . یعنی بیابان دست راست
توجه کنید که اَیمَن از ریشه ی یمین است و با ایمِن هم ریشه ی اَمن اشتباه نشود
شبان وادی اَیمَن یعنی موسی که گله ی گوسفند داشت و شبانی میکرد

س، م نوشته:

سید محمد گرامی
هفت خط نوشان لقب میخوارگانی ست که جنبه ی میخوارگی آنان زبان زَد است و به این زودی ها ورق از دست نمی دهند
جام باده را به هفت قسمت نشانه می گذاشتند و ساقی به هر کس به اندازه ی ظرفیت او شراب میداده ، یکی را کمتر ، یکی را بیشتر و به آنکه جام ِ پُر میداده هفت خط می گفتند، و این اصطلاح که ” طرف هفت خط است “ هنوز معمول است ولی در امور عادی .
هفت خطِ جام ، هر کدام نام بخصوص داشته ، که از بالا به پائین عبارت بوده اند از «جور، بغداد، بصره، ازرق، اشک، کاسه‌گر و فرودینه». که جور همان گورِ معرب شده ی فارسی ست ،
جناب ادیب الممالک فرهانی این هفت خط را به نظم در آورده
،،،،
هفت خط داشت جام جمشیدی
هـــر یکی در صفا چو آینه
جـــور و بغداد و بصره و ازرق
اشک و کاسه‌گر و فرودینه
،
میگوید : موسایی باید تا در کوه طور بر او ندا بیاید
و برو از میخواران هفت خط بپرس که شراب مرد افکن کدام است
،،
اَیمَن ‍> دست راست > یمین
اَیسَر > دست چپ > یسار
شاد باشید

س م نوشته:

آیینه
هر یکی در صفا چو آیینه

شهریار نوشته:

رقیب معنی مراقب و همراه هم می دهد فلذا رقیبت در بیت اول می تواند به جز حریف معنای همراه را بدهد

کانال رسمی گنجور در تلگرام