گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد

با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

دارد متاع عفت از چار سو خریدار

بازار خودفروشی این چار سو ندارد

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب

عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد

خورشید روی من چون رخساره برفروزد

رخ برفروختن را خورشید رو ندارد

سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن

هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد

او صبر خواهد از من بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد

با شهریار بی دل ساقی به سرگرانی است

چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

موضوع : غلط املایی

بیت ۷

غلط : رخنه
درست : رخنه ی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

احمد نوشته:

با سلام وتشکر فراوان از سایت پربار وزحمات فراوان شما.در بیت دوم ((گفتگویی)) به جای ((گفتگوئی)) صحیح تر است.
موفق وپیروز باسید.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

انوشه نوشته:

در بیت آخر بی دل به جای بیدل باید نوشته شود
چون شهریار ی که دل داده و بدون دل می باشد مد نظر است .

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعید نوشته:

باز هم رخنه ی دل در بیت هفتم تصحیح نشده و توجه کنید که رخنه ی دل صحیحه.

عسگری نوشته:

سپاس از توجه شما به شعر و ادب فارسی؛ به استحضار می رساند در بیت دوم به نظر از عشق ما به هر سو درست می نماید تا از عشق من

ناشناس نوشته:

آقای احمد….پیروز وموفق باشید….نه باسید!شما که غلط املائی میگیری غلط ننویس!

عبید نوشته:

با سپاس فراوان
عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد
فکر میکنم در بیت ذیل بجای از اگر ار باشه صحیح تر است.

tanin نوشته:

با سلام و خسته نباشی
بیت ۵و۸ جا افتاده به نظرم
بیت ۵:
محراب ابروانت خواند نماز دلها
آری بمیرد آن دل کز خون وضو ندارد
بیت۸:
در تار طره شب تا روی روز بنهفت
دل نیست کو تعلق با تار مو ندارد

احسان نوشته:

چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد یعنی چه

منتظر باران نوشته:

طنین گرامی!

فکر کنم مصراع دوّم پرسشی است که از حریفان می شود.
ای حریفان! مگر چشم ساقی می در سبو ندارد که با شهریار بی دل سرگرانی می کند و به او جرعه ای نمی دهد، یعنی نگاهش نمی کند.

امین نوشته:

چندی پیش این شعر را از رادیو پیام شنیدم کسی اسم خواننده اش رو میدونه؟
خیلی آهنگ و ریتم قشنگی داره

هدی نوشته:

http://eashena.mihanblog.com/post/62
با صدای استاد محمد حسین سر اهنگ
ترانه این اهنگ همین شعر است .

امین نوشته:

نه دوست عزیز، متاسفانه این نبود، خواننده آن ایرانی بود و از رادیو پیام ایران پخش شد
کسی دیگه هست شنیده باشه

کانال رسمی گنجور در تلگرام