گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست

درد آن بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست

دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من

ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است

این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان

گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا

گر آن پری به دستش دیوان من بیفتد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بابابزرگ نوشته:

بعد از حافظکلام فاخررا درحد اعلا فقط می توان در شعر شهریار جستجو کرد.شهریار در این غزل روح ادمی را جلا می دهد گر من زپا بیفتم درمان درد من اوست دردان بود که روزی درمان زپا بیفتد

بابابزرگ نوشته:

کاش مسرع دوم بیت یکم این بود:ایکاش درد جانان برجان من بیفتد.

مهدی نوشته:

وزن مصرع اول بیت چهارم درست به نظر نمی رسد. گمان می کنم به شکل زیر صحیح تر باشد:

ماهم به انتقام ظلمی که کرده “است” با من

کلمه “است” جا افتاده بود.


پاسخ: اگر این گونه بخوانید:
«ماهم به انتقامِ ؛ ظلمی که کرده با من»
مشکلی نداره، «است» شما مشکل وزنی ایجاد می‌کند.

همدرد شهریار نوشته:

با سلام

بعد از بیت دوم بیت افتاده است:

چشمم بچشمش افتاد اما نبود چشمی
کز برق آن شرر در ارکان من بیفتد

همینطور بعد از بیت چهارم:
دور فلک فکنده در چاهم و عجب نیست
ماهش بدور آه و افغان من بیفتد

و بعد از بیت یکی مانده به آخر:
دست خیال یازد شب در کمند مهتاب
رستم اگر به چاه زندان من بیفتد

با تشکر

همدرد شهریار نوشته:

همچنین اسم این شعر “دیوان و دیوانه” است نه “دیوانه”

Sawed نوشته:

شهریارا تو حافظ زمانه ای مارا ببخش که به طور در خور و شایسته نمی توانیم ستایشت کنیم

پویا نوشته:

شهریارا تو مه شعر وادب…تو ستاینده عشقی..توسزاوار ثنای

علی درخشان نوشته:

درغزل شماره ی۳۷ درمصراع اول بیت دوم به جای {اوست} فقط {او} بیایدآهنگ مصراع دلنشین تر می شود.

تقی علیزاده نوشته:

علت اینکه دوستان بعدازخواندن این شعر نظریاتی داده اند ناشی ازتأثیر شعرخوب ولطیف شهریار درذهن خواننده بوده واین یکی ازویژ گهای یک شعرخوب است لذا هرکسی می تواند پس ازخواندن یک شعرتحت تأثیرقرارگرفته ومطالبی را بدان اضافه نماید اما باید توجه داشت که شاعرما درهنگام سرودن این شعرحتما مثل شما خوانندگان عزیز تحت تأثیر عواطف واحساساتی قرارگرفته بوده که این جملات به ذهنش رسیده ونباید انتظارداشت که همه یک نوع بیان احساس داشته باشند. باتشکر-علیزاده
من خودم عاشق این شعرشهریارم

بیرانوند نوشته:

وزن بیت چهارم اشکال داره .بهر طریقی که خوانده بشه جور در نمیاد .بازم اصل کتاب رو ببینید .

شیدا نوشته:

حقا که شهریار ملک ادب تویی

سیاوش حسینی فرد نوشته:

در جواب بابا بزرگ عرض کنم که فرمودند :ایکاش درد جانان بر جان من بیفتد.
شاعر دردی هرچند اندک بر ای معشوق متصورش نیست با تمام زیبایی که مصرع شما دارد اشعار چنین شاعرانی مثل استاد و حافظ چنان از دل برمیاد که عقل درش نمیگنجد

رویا نوشته:

بیت چهارم هیچ مشکل وزنی نداره و کاملا صحیحه. لطفا با دقت بیشتری بخونیدش.

فتی نوشته:

ای درد من کجایی؛ تا کی از این جدایی
قلبی به این خرابی؛ در خوان من بیافتد

اگر دوستان قابل بدانند این بیت رو، فتی به این شعر اضافه می کند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام