گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هر کس آزار من زار پسندید ولی

نپسندید دل زار من آزار کسی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد

هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من

هر که با قیمت جان بود خریدار کسی

سود بازار محبت همه آه سرد است

تا نکوشید پی گرمی بازار کسی

من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود

بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی

غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید

کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید

بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او

به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما

نشود یار کسی تا نشود بار کسی

گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل

شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم

به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
ابیاتی ازاین غزل زیبا جا افتاده که بدینقرارند:
بیت ششم:
من به بیداری ازاین خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیده ی کس دولت بیدار کسی
بیت دهم:
لطف حق یارکسی باد که در دوره ی ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی

پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

اسی نوشته:

یکی از زیبایی های شعر شهریار “آرایه تکرار” هستش که به جرات میتونم بگم در تمام غزلیاتش دیده میشه…

هر کس آزار من زار پسندید ولی

نپسندید دل زار من آزار کسی

peyman نوشته:

در مقابل شعرهای استاد شهریار فقط سکوت …
خیلی زیباست

ناشناس نوشته:

در دیاری که نیست یاری یارب که نیفتد به کسی کاری

مسلم نوشته:

با سلام
بسیار عالی بسیار دلنشین
سالها بود که دیگه شعرهای شهریار رو مرور نکرده بودم.زیبای زیبای زیبا….

روز نوشته:

من در جای این سه بیت را نیز جزئ از این شعر خواندم :
بی سبب هرگز نمیگردد کسی یار کسی یار بسیار است تا گرم است بازار کسی
هیچ کس جانا نمیسوزد چراغش تا به صبح پر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی
سوزد و گرید و افروزد و نابود شود هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی
مخصوصا واقعا بیت سوم سوزد و گرید و افروزدو …………. واقعا زیباست

کانال رسمی گنجور در تلگرام