غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها
زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
مستم از ساغر خون جگر آشامیها
بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت
شادکامم دگر از الفت ناکامیها
بخت برگشته ما خیره سری آغازید
تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها
دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت
ساختم این همه تا وارهم از خامیها
تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
گر نمردم من و این گوشه گمنامیها
نشود رام سر زلف دل آرامم دل
ای دل از کف ندهی دامن آرامیها
باده پیمودن و راز از خط ساقی خواندن
خرم از عیش نشابورم و خیامیها
شهریارا ورق از اشک ندامت میشوی
تا که نامت نبرد در افق نامیها



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
سعید چلیپا نوشته:
دیر جوشی تو در بوته هجرانم سوخت
ساختم اینهمه تا وارهم از خامیها
اشتباهی به جای خامیها، نامیها نوشته شده
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
نگین شکروی نوشته:
با درود وسپاس فراوان
در مصرع دوم از بیت پنجم بجای “ناکامی ها” باید
“گمنامی ها” نوشته شود
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
برجیان نوشته:
با سلام و تشکر
در مصراع
خرم از عیش نشابورم و خیامیها
احتمالا باید نیشابورم نوشته شود