گنجور

شمارهٔ ۶۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

گوهر ار جوئی در این دریا بجو

سر آن درّ یتیم از ما بجو

نقد گنج کنت کنزاً را طلب

هر چه می‌ خواهی بیا از ما طلب

ساقی مستیم و جام می به دست

می خورند از جام ما رندان مست

ملک میخانه سبیل ما بود

آید اینجا هر که او ز اینجا بود

هر کجا رندی است ما را محرم است

هر کجا جامی است با ما همدم است

صورت ما مظهر معنی ماست

این و آن ، دو شاهد دعوی ماست

علم وجدانی است علم عارفان

علم اگر خوانی چنین علمی بخوان

قول ما صدیق تصدیقش کند

آن محقق نیک تحقیقتش کند

تا ننوشی می ندانی ذوق می

تا نگردی وی نیابی حال وی

مستم و خورده شراب بی‌ حساب

هر که بیند گویدم خورده شراب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام