گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

همه عالم حجاب و عین حجاب

غیر او نیست این سخن دریاب

دفتر کاینات می خوانم

معنیش حرف حرف می دانم

شانه را گر هزار دندانه است

یک حقیقت هویت آن است

گر بگویم هزار یک سخنست

یوسفی را هزار پیرهن است

ظلمت و نور هر دو یک ذاتند

گرچه اندر ظهور آیاتند

ور ظهور است این منی و توئی

به مسما یکی به اسم دوئی

آنکه انسان کاملش نام است

نزد رندان چو باده و جامست

نوش کن جام می که نوشت باد

خم می دائما به جوشت باد

ساغر می مدام می نوشم

خلعت از جود عشق می پوشم

ما خراباتیان سرمستیم

در خرابات عشق پابستیم

می و جامیم و جان و جانانه

شاه و دُستور و کنج ویرانه

شیخ مرشد جنید بغدادی

مصر معنی و مشق دلشادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام