گنجور

قطعهٔ شمارهٔ ۲۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قطعات
 

هیچمان از کسی دریغی نیست

آنچه داریم در ضرردان است

باز بنیاد عشق نو کردیم

با حریفی که جان جانان است

باز زُنار عشق بر بستیم

قصهٔ ما چو شیخ صنعان است

باز یوسف به مصر دل بنشست

فارغ از جاه و بند و زندان است

باز آن شاخ گل به رقص آمد

صوفیان موسم گل‌افشان است

از برای نثار پای گل است

نقد غنچه که در حرمدان است

ساقی بزم نعمت‌اللّه است

سید ما که میر مستان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام