گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آفتابی می پرستم لایزال

مهر من هرگز نمی گیرد زوال

دیده در آئینهٔ گیتی نما

دیده تمثال جمال بی مثال

گرچه ذره می نماید آفتاب

ماه نور او نماید بر کمال

یک نفس با ما درین دریا درآ

نو شکن گر تشنه ای آب زلال

می نماید حسن او هر آینه

او جمیل و دوست می دارد جمال

چشم مستش چشم بندی می کند

می برد از چشم ما خواب و خیال

رند سرمستیم و با سید حریف

عاشق و معشوق دائم در وصال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام