گنجور

غزل شمارهٔ ۹۹۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

سخن نازکان بود نازک

گفتهٔ گنده نشنود نازک

دیدهٔ ما به عشق دیدن او

به چپ و راست می رود نازک

هر که با نازکان به سر آرد

گر چه باشد گران بود نازک

عقل گوید سخن ولی گنده

به چنان کنده نگرود نازک

نقش رویش خیال می بندم

در نظر آید و رود نازک

هر که تخم محبتی کارد

به یقینم که بدرَوَد نازک

گفته سید است خوش خواند

نازنینی که او بود نازک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام