گنجور

غزل شمارهٔ ۹۸۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در آینهٔ وجود مطلق

خود بینم و خودنمایم الحق

مائیم حباب و آب دریا

هم جام شراب و بحر و زورق

او معشوقست و عاشق ما

از عشق شدیم هر دو مشتق

مستیم و خراب در خرابات

ایمن ز مقیدیم و مطلق

یک جرعه ز دُرد درد ساقی

بهتر ز هزار جام رادق

ما بلبل سرخوشیم و گلشن

از نالهٔ ما گرفت رونق

هر قول که گفت نعمت الله

گفتند جهانیان که صدق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام