گنجور

غزل شمارهٔ ۹۴۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

جام می شادی رندان نوش نوش

ور توانی راز خود در پوش پوش

خوش سبوئی از برای عاشقان

می کشیدم تا سحر بر دوش دوش

خم می در جوش و ساقی درحضور

از چنین خمخانه ای سر جوش جوش

عقل می گوید مخور بسیار می

عشق می گوید فراوان نوش نوش

عشق آمد عقل و هوش ما ببرد

کی بیابد این چنین بیهوش هوش

ای صبا احوال ما را از کرم

گر توانی شمه ای در گوش گوش

تا مرید نعمت الله باشدش

کرده پیدا عارفی در اوش اوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام