گنجور

غزل شمارهٔ ۹۳۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای دل ار عاشقی بیا خوش باش

رو چو ما صادقی بیا خوش باش

خوش بلائیست عشق بالایش

جان فدا کن درین بلا خوش باش

همه کس خوش بود به ساز و سزا

تو بساز و به ناسزا خوش باش

از غم دی و غصهٔ فردا

بگذر امروز و حالیا خوش باش

جان به باد هوا سپار ای دل

به هوایش در آن هوا خوش باش

خوش عزیز است عمر و می گذرد

مگذارش مرو بیا خوش باش

خوش بود گفتهٔ خوش سید

خوش بخوان راست در نوا خوش باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام