گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

سیدی خواهی پناه و بنده باش

بنده شو در بندگی پاینده باش

گر به تیغ عشق او کشته شوی

حی قیومی برو دل زنده باش

در هوای گلستان عشق او

همچو غنچه با لب پر خنده باش

جان فدا کن گر قبولت اوفتد

تا قیامت زین کرم شرمنده باش

خیز از این سایه بنشین آفتاب

هم به نور روی او تابنده باش

سروری ملک بقا گر بایدت

در خرابات فنا افکنده باش

کام جان از سید ما می طلب

یک زمان همصحبت این بنده باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام