گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

رنج عشقی کشیده ام که مپرس

دُرد دردی چشیده ام که مپرس

در طریقی که نیست پایانش

بر و بحری بریده ام که مپرس

دیده ام صورتی که دیده ندید

معنئی را شنیده ام که مپرس

گفته ام نکته ای تو را که مگو

خط به حرفی کشیده ام که مپرس

بلبل مست گلشن عشقم

ز آشیانی پریده ام که مپرس

عاشق و رند و لاابالی وار

ازجهانی رسیده ام که مپرس

بندهٔ وا فروختم به بها

سیدی را خریده ایم که مپرس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام