گنجور

غزل شمارهٔ ۹۱۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

لذت جان ما ز مستان پرس

ذوق رندان ز می پرستان پرس

خبر از حال ما اگر پرسی

در خرابات رو ز رندان پرس

نوش کن جام می که نوشت باد

بعد از این ذوق باده نوشان پرس

دردمندانه گر دوا جوئی

دُرد دردش بجوی و درمان پرس

سر زلفش اگر به دست آری

حال شوریدهٔ پریشان پرس

جان عاشق به پرسشی دریاب

آنگهی هر چه خواهی از جان پرس

ساقی بزم نعمت اللهم

ذوقم از خدمت حریفان پرس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام