گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

شاهبازی درآمد از در باز

خیز و در پای او تو سر در باز

برو ای عقل چون درآمد عشق

خانهٔ خویشتن به او پرداز

دل به میخانه می کشد دیگر

مرغ جان می کند روان پرواز

جام جم خوش بود به ما همدم

نی و نائی به همدگر دمساز

ساز و سازنده هر دو می باید

ورنه بی ساز کی نوازد ساز

هست رازی میان دیده و دل

می کند فاش غمزهٔ غماز

سیدم دل ببرد از همه کس

لیک دل را گذاشت در شیراز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام