گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عاشق و مست و رندم و جانباز

در میخانه را گشادم باز

الصلا ای حریف میخواران

قدمی نه بیا و خود در باز

شاهد غیب و ساقی عشقیم

مطربا ساز عشق ما بنواز

برو ای عقل حیله را بگذار

تو و زهد و نماز و ما و نیاز

در خرابات رند او باشیم

دعوت ما چه می کنی بنماز

محرم راز خلوت جانیم

یک زمان خانه را به ما پرداز

سید ما به عشق بندهٔ ماست

اوست محمود و نعمةالله ایاز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام