گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مرغ جانم می کند پرواز باز

تا به برج خود رسد شهباز باز

جان بده گر وصل جانان بایدت

عاشقانه سر به پاش انداز باز

بگذر از نقش خیال غیر او

خلوت دل با خدا پرداز باز

در خرابات مغان مست و خراب

عزم رندی کرده ام آغاز باز

گر دمی با جام می همدم شوی

ذوق یابی یک دم از دمساز باز

عشقبازی کار بازی کی بود

عشق بازی ، خویش را در باز باز

شعر سید عاشقانه خوش بخوان

ساز سرمستان ما بنواز باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام