گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر

ملک خواهی دامن سلطان بگیر

دل به دل برده که آن دلبر خوشست

جان رها کن خدمت جانان بگیر

جام در دور است و آن در بزم ماست

می اگر نوشی بیا و آن بگیر

خلق خواهی بر سر بازار شو

گنج جوئی گوشهٔ ویران بگیر

ترک این دنیی و این عقبی بکن

خود رها کن خدمت یزدان بگیر

بنده ای در حضرت سلطان در آ

پادشاهی ملک جاویدان بگیر

همچو سید در خرابات مغان

دست بگشا دامن مستان بگیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام