گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مه نقاب آفتاب است ای پسر

آفتاب مه نقال است ای پسر

شب چنین باشد ولی چون روز شد

روشن است و آفتابست ای پسر

می نماید عالمی در چشم ما

چون حبابی پر ز آبست ای پسر

ساقی ما کرد میخانه سبیل

لطف ساقی بی حسابست ای پسر

میر مستانیم و با ساقی حریف

این سعادت زان جنابست ای پسر

گر بخواهی هفت هیکل نزد ما

حرفی از ام الکتاب است ای پسر

نعمت الله در خرابات مغان

عاشق و مست و خرابست ای پسر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام