گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در دل ما نقد گنج ما طلب

گوهر ار جوئی از این دریا طلب

یک زمان در بحر ما با ما نشین

عین ما را هم به عین ما طلب

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جای ما هر جا طلب

نور او در جمله اشیا می نگر

یک مسمی از همه اسما طلب

دنیی و عقبی به این و آن گذار

نصرت یکتای بی همتا طلب

طالب و مطلوب را با هم ببین

این نظر از دیدهٔ بینا طلب

نعمت الله را اگر جوئی بیا

ما به دست آور ز ما ، ما را طلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام