گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در حسن ماهرویان آن آفتاب بنگر

در این چنین حجابی آن بی حجاب بنگر

جام حباب پر آب از ما بگیر و می نوش

معنی و صورتش بین جام و شراب بنگر

این گنج کنت کنزاً از این و آن طلب کن

اسمای حق تعالی در شیخ و شاب بنگر

جامی ز می پر از می در بزم ما روان است

با ما دمی برآور آب و حباب بنگر

از آفتاب روشن عالم شده منور

گر نور چشم داری در آفتاب بنگر

بیدار اگر ندیدی آن چشم مردم آشوب

باری خیال می بند نقشش خیال بنگر

پیوسته نعمت الله می می دهد به رندان

چون ما حریف او شو خیر و ثواب بنگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام