گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چهار حضرت در یکی حضرت نگر

نعمت الله بین و آن نعمت نگر

ما می میخانه را کردیم نوش

همدم ما شو دمی همت نگر

چشم بینا گر تو را داده خدا

چشم بگشا حضرت عزت نگر

عالمی را نقش بسته در خیال

گر نظر داری درین قدرت نگر

دنیی و عقبی به همدیگر ببین

در وجود این و آن حکمت نگر

رحمت او داده عالم را وجود

عام باشد رحمتش رحمت نگر

در خرابات مغان در نه قدم

سید مستان این حضرت نگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام