گنجور

غزل شمارهٔ ۸۱۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یک نظر در چشم مست ما نگر

یک حقیقت در همه اشیا نگر

ما ز دریائیم و دریا عین ما

گر نظر داری درین دریا نگر

یار تنها با تو می گویم بدان

گر خبرداری درین تنها نگر

هر چه آید در نظر ای نور چشم

حضرت یکتای بی همتا نگر

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جای ما هر جا نگر

عالمی از نور او روشن شده

آفتابی در همه پیدا نگر

نعمت الله میر سرمستان بود

ذوق اگر داری بیا ما را نگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام