گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عشق جان عاشقان است ای پسر

عشق جانان ، جان جان است ای پسر

چشم عالم روشن است از نور او

گر چه از مردم نهان است ای پسر

ما نشان در بی‌نشانی یافتیم

این نشان بی‌نشان است ای پسر

هر که بینی دامن او را بگیر

حضرت او جو که آن است ای پسر

بر در میخانه مست افتاده‌ایم

جای ما کوی مغان است ای پسر

او یکی و آینه دارد هزار

در همه بر ما عیان است ای پسر

نعمت الله دُرّ دریای دل است

در سخن گوهرفشان است ای پسر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام