گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گر یار غار خواهی مائیم یار سید

ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید

هر آینه که بینی جام جهان نمائیست

چون نور می نماید روی نگار سید

سید در انتظار است تا کی رسد اشارت

گر چه بود جهانی در انتظار سید

صیاد عقل اول عالم بود شکارش

سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید

صاحبدلان کامل در عشق جان سپردند

بر خاک ره فتاده در رهگذار سید

هرجا که رند مستی است در گوشهٔ خرابات

باشد چو دردمندان او درد خوار سید

گفتم که می رساند ما را به حضرت او

حق گفت نعمت الله این است کار سید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام