گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بیا ای جان و ای جانان سید

بیا ای شاه و ای سلطان سید

بیا و جام می پر کن به ماده

که تا نوشیم با یاران سید

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریف جملهٔ رندان سید

سر ما بعد از این و خاک پایت

به خاک پای سرمستان سید

ز کفر زلف او بستیم زُنار

از آن محکم بود ایمان سید

کتاب ذوق اگر خوانی سراسر

بود آن آیتی در شأن سید

همه کس نعمت الله دوست دارد

بود آن نعمت الله آن سید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام