گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مدام همدم جام شراب باشد رند

همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند

حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست

ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند

چو رند جام می بی حساب می نوشد

به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند

لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما

مگر چو جام حباب پر آب باشد رند

به هر طریق که یابد رفیق راه رود

نماندهٔ سر آب و سراب باشد رند

به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق

کجا مقید علم و کتاب باشد رند

طریق رندی سید ز نعمت الله جو

که بی خطا رود و در صواب باشد رند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام