گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند

تا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده اند

ما خراباتی و رند و عاشق می خواره ایم

عالمی پیمانهٔ پر می به ما پیموده اند

نقش غیرش از خیال ما به کلی برده اند

بنگر این آئینهٔ روشن که چون بزدوده اند

مجلس رندانهٔ ما بزم سرمستان بود

باده نوشان جهان از ذوق ما آسوده اند

عاشقان در حضرت معشوق رقصی می کنند

تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنوده اند

صورت و معنی عالم خوش به آئین بسته اند

در همه آئینه ها بر ما رخی بنموده اند

خلوت دیده مقام نعمت الله کرده اند

نور چشم ما به ما در چشم ما بگشوده اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام