گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

کشتگان از دم او زنده شدند

همچو ما زندهٔ پاینده شدند

ز آفتاب نظر روشن او

ماه رویان همه تابنده شدند

بنده را بندهٔ او می خوانند

زان همه بندهٔ این بنده شدند

به هوای لب او غنچهٔ گل

لب گشاده همه در خنده شدند

بی خبر غیبت ما می کردند

آمدند منصف شرمنده شدند

کور چشمان که ندیدند او را

از نظر رانده و افکنده شدند

از دم سید عیسی دم ما

ترک و تاجیک بسی زنده شدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام