گنجور

غزل شمارهٔ ۷۷۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چارپا در پی علف گردد

تا به وقتی که خود تلف گردد

آدمیئی که معرفت دارد

شک ندارم که خود خلف گردد

قطب عالم یگانه ای باشد

که چو ما جمله را کنف گردد

آشنای محیط بحر ازل

واقف از دُر و از صدف گردد

هر کسی میل جنس خود دارد

آن یکی گوهر این خزف گردد

شیرمردی به خنجر و شمشیر

مرد مطرب به نای و دف گردد

سید ما چو عف عفی فرمود

لاجرم این و آن معف گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام