گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

جام می گر به دست ما برسد

پادشاهی به این گدا برسد

لب جام شراب اگر بوسم

خوش نوائی به بینوا برسد

دُردی درد دل اگر نوشم

درد ما را از آن دوا برسد

گر جفا و وفا رسد ما را

خوش بود هر چه از خدا برسد

هر که فانی شود از این خانه

به سراپردهٔ بقا برسد

بحر عشق است و ما در او غرقیم

هر که آید به آشنا برسد

نعمت الله را به دست آرد

هر غریبی که او به ما برسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام