گنجور

غزل شمارهٔ ۷۵۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ملک عشقش به غیر ما نرسد

پادشاهی به هر گدا نرسد

دُرد دردش کسی که نوش نکرد

به شفاخانهٔ دوا نرسد

هر که بیگانگی ز خویش نجست

به سر کوی آشنا نرسد

بنده تا از خودی برون ناید

به سراپردهٔ خدا نرسد

نرسد در حریم وصل دلی

که ز هجران بر او بلا نرسد

دل چه از آب و گل خلاصی یافت

گرد بر گرد او زما نرسد

نعمت الله رسید تا جائی

که به جز جان اولیا نرسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام