گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

رندان همه مستند و می از جام ندانند

بی نام و نشانند از این نام نشانند

در صومعه گر زاهد رعناست مجاور

رندان به سراپردهٔ میخانه روانند

خوش آینه دارند در آن آینه روشن

بینند جمال خود و بر خود نگرانند

اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق

یک چند چنین بوده و یک چند چنانند

عشاق برآنند که معشوق بر آنست

ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است

بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند

از غافل مخمور مجو مستی سید

کز ذوق می و مستی او بی خبرانند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام