گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یا رب ز غم هجران رستیم مبارک باد

از زحمت این زندان جستیم مبارک باد

مخمور چو می بودیم خوردیم می عشقش

در خلوت میخانه مستیم مبارک باد

لطف و کرمی فرمود روبند ز رو بگشاد

زنار سر زلفت بستیم مبارک باد

ما سلطنت جاوید از دولت او داریم

از هستی پاینده هستیم مبارک باد

از نور جمال تو شد دیدهٔ ما روشن

از دیدن غیر تو رستیم مبارک باد

تا دست تو بگرفتیم دست از همه کس بردیم

با رستم دستان همدستیم مبارک باد

تو سید مستانی مائیم غلام تو

مستیم نه چون مخمور مستیم مبارک باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام