گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

حضرت سلطان ما پاینده باد

آفتاب دولتش تابنده باد

عشق سلطانست و ما از جان غلام

میل سلطان دائما با بنده باد

دل به دلبر جان به جانان داده ایم

هر که باشد همچو ما دلزنده باد

عاقلی کو منع رندان می کند

در میان عاشقان شرمنده باد

بلبل مستی که می گوید به ذوق

چون گل خندان لبش پر خنده باد

چشمهٔ آب حیات معرفت

دائما از بحر ما زاینده باد

نعمت الله میر سرمستان ماست

بر سر ما تا ابد پاینده باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام