گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر که بر خاک راه او افتاد

بد مگویش که او نکو افتاد

به هوائی که خاک راه افتاد

رند سرمست کو به کو افتاد

بت من پرده را ز رو برداشت

بنده سجده کنان برو افتاد

عشق مستانه در خروش آمد

عقل مسکین به گفتگو افتاد

آفتاب جمال رو بنمود

مه هلالی شد و دو تو افتاد

هر که چون ما فتاد در دریا

غرقه گردید و سو به سو افتاد

نعمت الله فتاد مست و خراب

نظری کن ببین که چو افتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام