گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید

این چنین خانه خدا بهر خدا را طلبید

در خرابات فنا ساغر می نوش کنید

آنگه از ساقی ما جام بنا را طلبید

گر بیابید عطایی همه آن را جویند

ور بلائی برسد جمله بلا را طلبید

می ببخشید به رندان و مجوئید بها

کار خیر است درین کار دعا را طلبید

درد دل را به حکایت نتوان یافت دوا

دُرد دردش به کف آرید و دوا را طلبید

در نظر دیدهٔ ما بحر محیطی دارد

هر چه خواهید بیابید چو ما را طلبید

نعمت الله اگر می طلبید ای یاران

در خرابات در آئید و خدا را طلبید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام