گنجور

غزل شمارهٔ ۷۲۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ترک می و میخانه به یک بار مگوئید

با من سخن از زاهد زنار مگوئید

با عشاق سرمست مگوئید ز توبه

ور زانکه بگوئید دگر بار مگوئید

رازی است میان من و ساقی خرابات

از یار مپوشید و به اغیار مگوئید

با لعل لب او سخن از غنچه مپرسید

با گلشن رویش سخن از خار مگوئید

از لعبت ترسا بچه اسلام مجوئید

با زلف بتم قصهٔ زُنار مگوئید

سری که شنیدید امینید و امانت

دارید نگه بر سر بازار مگوئید

از گفتهٔ سید غزلی خوش بنویسید

اما سخنش جز بر خمار مگوئید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام