گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گهی عکس رخش جان می نماید

گهی زلفش پریشان می نماید

چو سنبل می کند برگل مشوش

سواد کفرش ایمان می نماید

چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست

چه درد است اینکه درمان می نماید

چه جام است اینکه می ریزد از او می

چه جان است اینکه جانان می نماید

دلی دارم چو آئینه ز عشقش

همه آئینه این آن می نماید

جمال عشق بین و حسن معنی

که چون در صورت جان می نماید

نظر کن چشم سید تا ببینی

که پیدا سر پنهان می نماید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام