گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر کسی را عنایتی فرمود

این عنایت همه به ما بنمود

تا ببیند به نور خود خود را

چشم خود هم به روی ما بگشود

طینت ما ز خاک میخانه است

میل ما جز به می نخواهد بود

هر که آمد به خلوت دل ما

در بهشت آمد و خوشی آسود

آتش عشق سوخت عود دلم

خوش بود آتشی چنین بی دود

آینه هم ز جود پیدا شد

دل خود را هم او ز خود بربود

از سر ذوق گفته ام سخنی

به ازین گفتهٔ دگر که شنود

چون وجود است هرچه می یابم

غیر او نیست در جهان موجود

می و جام و حریف و ساقی اوست

نعمت الله این چنین فرمود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام