گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

به سر عاشقان که عین وجود

در دو عالم جز او نبود وجود

آن یکی در دو کون پیدا شد

این دوئی زان سبب نمود وجود

آینه چون وجود از آن رو یافت

لاجرم روی او در او بنمود

سایه بی آفتاب کی باشد

خلق بی حق کجا بود موجود

نشنیدم ندیده ام هرگز

دل بی درد و آتش بی دود

بلبل مست گلشن عشقم

جانم از ناله یک دمی نغنود

ظاهرم جام و باطنم باده

اولم خیر و عاقبت محمود

توبه از می چرا کنم نکنم

پیر من این سخن کجا فرمود

نعمت الله و زاهدی حاشا

این حکایت که گفت یا که شنود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام