گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گر یکی در هزار خواهد بود

که مرا یار غار خواهد بود

بحر و موج و حباب و جو آبند

چار ناچار چار خواهد بود

می ما نوش کن که نوشت باد

که می بی خمار خواهد بود

گاه عشقست عشق بازی کن

که تو را آن به کار خواهد بود

عقل اگر منع ما کند از عشق

تا ابد شرمسار خواهد بود

هر که گیرد میان او به کنار

بی میان و کنار خواهد بود

در قیامت چو چشم بگشایم

نظرم بر نگار خواهد بود

هر که او دوستدار ما باشد

هم ورا دوستدار خواهد بود

سیدی چون ز بندگی یابند

سیدم بنده وار خواهد بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام