گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عاشقم بر روی نورالله خود

والهم از بوی نورالله خود

شاه ترکستان به عشق زلف او

آمده هندوی نور الله خود

خوی نورالله ما خوئی خوش است

دلخوشم از خوی نورالله خود

نور چشم عالمی چون آفتاب

دیده ام در روی نور الله خود

گر دهندم صورت و معنی تمام

کی دهم یک موی نورالله خود

هر کجا جانیست دل داده به باد

آمده آنجوی نور الله خود

از خلیل الله امیدم این نبود

کو نیامد سوی نورالله خود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام